تبليغاتX
یگانه منجی عالم
شهادت امیر المومنین(ع)برتمام شیعیان ومحبین آن حضرت تسلیت باد.

شهادت امیر المومنین(ع) به پیشگاه امام زمان(عج) وتمام شیفتگان وعاشقان  آن حضرت تسلیت باد

شبي عقيل (برادر علي عليه السلام ) به عنوان مهمان بر آن حضرت در كوفه وارد شد. حضرت  مقدم برادر را گرامي شمرد و احترام كرد. امام حسن (ع) به اشاره پدرش يك پيراهن و يك ردا، از مال خودش به عقيل اهدا كرد. هوا گرم بود. علي و عقيل روي بام دارالاماره‏ي كوفه نشسته بودند. عقيل انتظار سفره رنگيني داشت. برخلاف انتظارش، غذاي ساده اي بيش نبود؛ بعد عقيل حاجت خود را اظهار كرد و گفت: زودتر بايد به خانه ام برگردم و خيلي مقروضم، آمده ام شما دستور بدهيد، قرض من را بدهند. فرمود : چقدر مقروضي؟ گفت : صدهزار درهم. فرمود: چه قدر زياد! بعد فرمود: متاسفم كه اين قدر، تمكّن ندارم كه همه قرض هاي تو را بدهم؛ ولي همين كه موقع حقوق و تقسيم سهميه ها شد، من از سهم خودم تا آن اندازه اي كه مقدور است، خواهم داد. عقيل گفت: سهم تو كه چيزي نيست، چه  قدرش را مي خواهي خودت برداري و چقدرش را به من بدهي؟ دستور بده از بيت المال بدهند. فرمود: بيت المال كه ملك شخصي من نيست؛ من امين مال مردمم؛ نمي توانم از بيت المال به تو بدهم.

علي عليه السلام كه ديد عقيل خيلي سماجت مي كند، از همان پشت بام كه به بازار مشرف بود و صندوق هاي تجار ديده مي شد به صندوق ها اشاره كرد و فرمود : من يك پيشنهاد به تو مي كنم كه اگر عمل كني، همه قرض ها را مي دهي و آن اين كه اين مردم، تدريجاً به خانه ها مي روند و اينجا خلوت مي شود و صندوق هاشان كه پر از درهم و دينار است، اينجا هست؛ همين كه خلوت شد، برو و اين صندوق ها را خالي كن و قرض هايت را بده. عقيل گفت : برادر جان! سر به سر من مي گذاري، به من پيشنهاد دزدي مي كني؟ مگر من دزدم كه بروم مال مردم بيچاره اي را كه راحت در خانه هاي خود خوابيده اند بزنم؟! فرمود: چه فرق مي كند كه از بيت المال به ناحق بگيري و يا اين صندوق ها را بزني؟ هردو دزدي است. بعد فرمود: پيشنهاد ديگري به تو مي كنم ، در اين نزديكي كوفه، شهر قديم حيره است و مركز بازرگانان و ثروتمندان عمده اي است؛ شبانه دو نفري، مي رويم و بر يكي از آن ها شبيخون مي زنيم! عقيل گفت : برادر جان ! من از بيت المال مسلمين كمك مي خواهم و تو اين حرف ها را به من مي زني ؟! فرمود اتفاقا اگر مال يك نفر را بدزدي، بهتر است از اين كه مال صدها هزار نفر را بدزدي. چه طور است كه ربودن مال يك نفر اسم دزدي دارد و ربودن اموال عمومي، دزدي نيست؟! (1)

     از كتاب حكمت ها و اندرزها، استاد شهيد مرتضي مطهّري (صفحات 154 تا 156)


 

نوشته شده توسط هادی کاظمی در سه شنبه 1388/06/17 ساعت 2:46 موضوع دریای نور از زبان حضرت امیرالمومنین(ع) | لینک ثابت


تمسک به ولایت حضرت صاحب الامر(ع)

ائمه(ع) حبل الله المتین وعروه الوثقی هستند.خدای منان برای رهایی امت از فتنه وضلالت آنان را برگزیده وراه رهایی  را به پیروی از این بزر گواران پاک نهاد منحصر کرده است.

در این باره از امیر المومنین(ع)چنین نقل شده است:

به سبب مهدی ما حجت ها تمام می شود. وهمو آخرین امامان. رهایی بخش امت.نهایت نور وراز پوشیده است.هر کس به ریسمان ما چنگ زند. شادمان باشدو(در قیامت)با مهر ومحبت ما برانگیخته شود.

(بحار الانوار.ج77.ص302)

امام هادی(ع) در ضمن زیارت جامعه کبیره.در بیانی کوتاه همین انحصار را می فرمایند:

خداوند ما را به سبب شما(اهل البیت(ع)) از ذلت وخواری می رهاند وما را به (سبب)شما از شدت سختی ها گشایش می دهد.واز لبه پرتگاه هلاکت واز آتش(دوزخ)دورمان می کند.


 

نوشته شده توسط هادی کاظمی در شنبه 1387/07/27 ساعت 18:5 موضوع دریای نور از زبان حضرت امیرالمومنین(ع) | لینک ثابت


والایی پروردگار

ستایش خداوندی را سزاست که لباس عزت وبزرگی پوشد.وآن دو را برایخود انتخاب.واز دیگر پدیدها باز دارد.وآن دو رابرای بزرگی وعظمت خویش برگزید ولعنت کرد آن کس راکه در آرزوی عزت وبزرگی با خدا به ستیزه بر خیزد. از این رو فرشتگان مقرب خود را آزمودو فروتنان را از گردنکشان جدا فرمود.با آن که از آنچه در دل هاست.  واز اسرار نهان آگاه است.به فرشتگان فرمود:(من بشری را از گل وخاک می آفرینم.آنگاه که آفرینش او به اتمام رسید.وروح در او دمیدم.برای او سجده کنید.فرشتگان همه سجده کردندمگر ابلیس)که حسادت او را فراگرفت.(گوشه ای از خطبه ۱۹۲نهج البلاغه)


 

نوشته شده توسط هادی کاظمی در سه شنبه 1387/01/27 ساعت 3:4 موضوع دریای نور از زبان حضرت امیرالمومنین(ع) | لینک ثابت